ستایش

ستایش – فارسی ششم

معنی کلمات و بیت ها:

  1. به نام آن کسی(خدا) که به جسم انسان اندیشه را آموخت و دل را بوسیله ی جان نورانی کرد.

فکرت: اندیشه، عقل، تفکر، خردورزی

  1. بواسطه ی بخشش او(خدا) هر دو جهان نورانی گشت و به خاطر رحمت خداوند خاکی که انسان از آن بوجود آمده به گلستان تبدیل شد.

فضل: بخشش                   عالم:جهان                فیض: رحمت

  1. جهان را تجلی نور حق(خدا) بدانید چرا که خداوند به دلیل آشکاری بیش از حد از دیده ها پنهان است.

جمله: همگی، کل، تمام       فروغ: تابش              دان: بدان

  1. عقل انسان توانایی درک خداوند را ندارد، پس برای درک خداوند به دنبال چشم(وسیله) دیگری بگردید.

خرد: عقل                       تاب: توانایی، تحمل    بهر:برای             جوی: جستوجو کن

  1. هرکسی هرچیزی درباره ی خداوند گفته است تنها به درک خود از خدا اشاره کرده است.
  2. در پیش شخصی که وجودش از مهر خدا پر شده است تمام دنیا نشانه ای از وجود خداوند است.

تجلی:آشکار شدن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا